تبليغاتX
ــــد ــــهــکــد ـهــ اـحــســا ـــس

چقدر پاییز

پرنده می ریزد

برشاخه شاخه ی رویا

تا توشاعرشوی

تا زیباتر زمزمه کنی

مرگ

برگ

درخت را

 

 

 

4oz1ia5mfk6819wohs.gif

       

یک هفته ای می شود

بساط شعرم راجایی پهن کرده ام که

دست هیچکس بهم نرسد

حالا

نگاهم به کتری وچای قندپهلو

که می افتد

دلم نمی خواهدبه خانه برگردم

راستی

من

قهر

نیستم 

+ نوشته شده توسط دانیال رحمانیان جهرم در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 14:2 |
می بینمت


کفش هایت را

واکس زده

وبرق انداخته ای!

حالا که

جفت می شوند

دلم شور می زند

(۲)چشمهای تو

نوشتم گوشه ی دفتربرای چشمهای تو

به دنيایی نمی بخشم صفای چشمهای تو

لبانت بوی مريم هاوعطرپونه هادارد

 

تنفس ميکنم هرشب هوای چشمهای تو

تمام بیتهایم را کنارهم نوشتم تا

 

نمای اين غزل سازم هجای چشمهای تو

غزلهايی که من گفتم اسيرموج درياشد

 

غزلهايی پراز دريافدای چشمهای تو

ببین بوی تورا داردقنوت سبزدستانم

 

اجابت می شودروزی دعای چشمهای تو

کنارساحل عمرم هنوز اواز توجاريست

به گوشم می رسدليلاصدای چشمهای تو


 

+ نوشته شده توسط دانیال رحمانیان جهرم در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 16:16 |
+ نوشته شده توسط دانیال رحمانیان جهرم در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 22:4 |
من خسته تر ازبرگ درخت            

باصدای دل ديوانه ی باد  

   ازپس پنجره ی    سردخيال

درخزانی ترين فصل خدا                                 

آنقدرحوصله کردم

بيا!

آنقدرحوصله کردم

بيا!

(۲)

امشب به حال زار خودم گریه می کنم

 

با ناله ی سه تار خودم گریه می کنم

 

مانندگردباد پریشان وبی قرار

 

همواره در مدار خودم گریه می کنم

 

هرشب کنار آینه ها ضجه می زنم


ازبخت و روزگار خودم گریه می کنم


مانند مادری که به داغی نشسته است

 

چون شمع بر مزار خودم گریه می کنم

 

درلا بلای خش خش پاییز،بیصدا


برفصل بی بهار خودم گریه می کنم

+ نوشته شده توسط دانیال رحمانیان جهرم در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 19:20 |

 

 کاش می شد که دراين جاده مسافرباشم

رنگ کوچنده ترين ايل عشاير باشم

گاه در خلوت تنهايی خود می خواهم

در طواف حرم سبز تو شاعرباشم

نذرکردم که به پابوسی آن گنبد زرد

من شبی سوی خراسان توزائر باشم

کوچه در کوچه به دنبال توسرگردانم

کاش در کوچه ی چشمان توعابرباشم

جرعه در جرعه غزلهای تورا نوشیدم

تا دراین انجمن شعرتوحاظرباشم

آخرین بیت غزل راکه نوشتم با اشک

نظری کن توبه من مرغ مهاجرباشم

+ نوشته شده توسط دانیال رحمانیان جهرم در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 19:19 |


Powered By
BLOGFA.COM